کاربر گرامی، برای خواندن این آموزش نیاز به نام‌نویسی و یا ورود به بخش دانش‌آموزان دارید.

جهانِ هستی

از گذشته‌های دور بسیاری از مردم به ویژه دانشمندان در پایانِ هر روز با تاریک شدنِ آسمان به اندیشیدن دربارهِ جهانِ شگفت‌انگیزِ بالای سر خود می‌پرداختند.

بسیاری از دانشمندان همواره تلاش کرده‌اند ساختارِ کیهان و آسمانِ شب را درک کنند و نقشه‌ای از آن را روی کاغذ بیاورند

همه این تلاش‌ها تا به امروز تنها اندکی به سرانجام رسیده‌اند! چون جهانِ پیرامون ما که دربرگیرندهِ کهکشان‌ها، ستارگان، سیاره‌ها و ... می‌باشد، بسیار بسیار بزرگ و پهناور است. هر بار دانشمندان ابزارهایی بهتر برای کنکاش و جستجوی این جهانِ شگفت‌انگیز ساخته‌اند، نخستین چیزی که از آن آگاه شده‌اند این بوده است که این جهان بسیار بزرگ‌تر از آن است که در گذشته می‌پنداشته‌اند!

این کنکاش‌ها داشمندان را هر چه بیشتر و بیشتر به این پرسش واداشته است که ما در این جهانِ پهناور چه اندازه کوچک هستیم؟

از کم‌‌وبیش ۴۰۰ سالِ پیش چنین تلاش‌هایی شتابی بسیار بیشتر گرفتند زیرا اخترشناسی بزرگ در ایتالیا به نام «گالیلئو گالیله» (Galileo Galilei) توانست دستگاهی کارآمد به نامِ تلسکوپ (Telescope) برای دیدنِ آسمانِ شب بسازد.

گالیلئو گالیله توانست با کمکِ دستگاهِ خود برای نخستین‌بار ماه‌های سیارهِ مشتری، دره‌ها و رشته‌کوه‌هایی که بر روی ماه پدید آمده است، سیاره ناهید، لکه‌های خورشیدی و شگفتی‌های دیگرِ کیهان را پیشِ چشمان خود آورد.

تلسکوپِ گالیله ابزاری بود که با گردآوریِ روشناییِ بیشتر از آسمانِ شب می‌توانست ستاره‌ها و بخش‌های دیگر جهان را برای ما آشکار کند.

در دهه‌های پس از آن، دانشمندان همواره تلسکوپ‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تری ساختند و رازهای بیشتر و بیشتری از این جهانِ پهناور را برای مردم و به ویژه دوستدارانِ ستاره‌شناسی آشکار کردند.

این روند تا به امرو نیز پایان نیافته است و در هنگامِ نوشتنِ این آموزش، در سراسر جهان دوستدارانِ آسمان شب روزها را می‌شمارند تا تلسکوپِ شگفت‌انگیزِ «جیمز وب» (James Webb) کار خود را آغاز کند!

چه کسی می‌داند پیشرفته‌ترین تلسکوپ جهان چه رازهایی را از میلیاردها ستاره پیرامونِ ما خواهد گشود؟

در آموزش‌های پیش رو ما شما را با هر آنچه که تا به امروز دانشمندان درباره آسمان و کیهانِ پیرامون ما یافته‌اند آشنا خواهیم کرد.

با ما همراه باشید...


ستاره‌شناسی چیست؟

این بخشی از کهکشان (کاه-کِشان) است که ما در آن زندگی می‌کنیم، در فرنگ به آن «راهِ شیری» گفته می‌شود چون انگار یک جاده است که در آن از یک گاریِ شیر کمی شیر روی زمین ریخته شده است. در شهرها نمی‌توان کهکشان یا چنین آسمانی دید اما اگر در ۱۰۰ کیلومتری شما هیچ شهر و آبادی نباشد، در شبی که مهتابی و ابری نباشد می‌توان کهکشان و هزاران هزار ستاره را در آسمان دید.

ستاره‌شناسی دانشی است که با تماشا کردن و بررسی رخدادهایی سر و کار دارد که در جهانِ پیرامونِ زمین رخ می‌دهند.

ستاره‌شناسان همیشه تلاش می‌کنند پاسخ به پرسش‌های گوناگونی را پیدا کنند، پرسش‌هایی درباره آفرینش، ساختارِ جهان، سرنوشت ستارگان و دیگر بخش‌های آسمان، از این رو دانشِ ستاره‌شناسی همواره با تئوری و فلسفه پیوندهایی بسیار نزدیک داشته است.

زمانی که مردم به ویژه کسانی که در شهرها زندگی می‌کنند و آسمان در شب‌ها نیز «تاریکِ تاریک» نیست، آهسته‌آهسته با آسمان و ستارگان بیگانه می‌شوند و فراموش می‌کنند که کجا زندگی می‌کنند، چه اندازه کوچک هستند. همین بیگانه شدن با آسمان و فراموش کردنِ آن ریشهِ بسیاری از بدبختی‌ها و نادانی‌ها است.

دانشِ ستاره‌شناسی نه تنها یک دانش است که یک «راهنما» نیز هست که می‌تواند از بسیاری از آفت‌هایی که همه جاندارانی که روی زمین زندگی می‌کنند می‌توانند به آنها دچار شوند جلوگیری کند، به ویژه در مردمی که شهرنشین هستند و از بیابان‌ها و جنگل‌ها و روستاها که همگی آسمان‌هایی تاریکِ تاریک و مردمی آشنا با آسمان دارند، دور و بیگانه هستند.

افزون بر این، این دانش تا به امروز ما را با بسیاری از فرمول‌ها و قانون‌های ریاضی و فیزیک آشنا ساخته است. قانون‌هایی که اگرچه ما و جهان پیرامون ما را فرا گرفته‌اند اما پیش از بررسیِ ستارگان و کهکشان‌ها ما از آن فرمول‌ها و قانون‌ها هیچ نمی‌دانستیم!

اگر این همه تلاش برای پیشرفت در ستاره‌شناسی و ساختِ فضاپیما نبود امروز ما بسیاری از دستگاه‌ها به ویژه دستگاه‌های پزشکی مانند CTScan را نمی‌داشتیم یا ده‌ها سال دیرتر چنین چیزهایی ساخته می‌شدند!

این پیشرفت یک دادوستد است و هرچه که دانش و تکنولوژی در زمینه زندگیِ مردم بیشتر پیشرفت کرده است تکنولوژی در زمینه ستاره‌شناسی نیز بیشتر پیشرفت کرده است و ما همیشه رازهایی بیشتر از جهانِ هستی را یافته‌ایم.

نظامی گنجوی درباره ستاره‌شناسان چنین گفته است:
«کیست کَز مردم ستاره‌شناس رَه به گنجینه‌ای بَرَد به قیاس»


چگونه می‌توان ستاره‌شناس شد؟

دانش ستاره‌شناسی را می‌توان با رفتن دانشگاه و رشته‌ِ فیزیک آغاز کرد و با گرایشِ کیهان‌شناسی و اخترفیزیک آن را ادامه داد؛ اما از گذشته‌هایی بسیار دور همیشه شمارِ کسانی که از زمانِ کودکیِ خود آموختن درباره آسمان و کهکشان‌ها را آغاز کرده‌اند و در دانشگاه رشته‌های دیگری را خوانده‌اند یا دانشگاه نرفته‌اند، بسیار بیشتر از کسانی بوده که در دانشگاه دانشِ ستاره‌شناسی را آموخته‌اند!

به چنین کسانی «ستاره‌شناسِ آماتور» گفته می‌شود و از دید دانشِ ستاره‌شناسی، کوشش‌ها و دستاوردهای آنها در دسته‌ای به نامِ «ستاره‌شناسیِ آماتوری» جای می‌گیرند.

40,000